أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
38
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
و نحويان بر آنند كى تورية و إنجيل را وزنى نيست ، زيرا كى آن دو اسم عجمى است . « مِنْ قَبْلُ » يعنى پيش از 770 قرآن « هُدىً لِلنَّاسِ » راه نماى مردم است ، زيرا كى بيان دلالت ايشان در آنست . « وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ » يعنى : فرق ميان 770 حقّ و باطل ؛ و گفتهاند : مراد از « فرقان » قرآنست و تكرار 770 تخصيص و تشريف قرآنست ؛ و گفتهاند : تقديرش چنين است 770 : و انزل التّورية و الإنجيل و انزل الفرقان هدى للنّاس ؛ ( 68 ) به اين وجه « هُدىً » 771 راجع بوذ با همه ؛ و گفتهاند بر « من قبل » سخن تمام شذ ، پس استيناف 772 كلام فرموذ ، و گفت : « هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ » ؛ به اين وجه « هدى » خاص قرآن 773 بوذ . « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ » ابن عباس گويذ : اينها كى بآيات خذا كافر شدند اهل نجران بوذند - كى پيش ازين قصّه 774 ايشان گفتيم - ؛ و گفتهاند : عام است و آيات قرآنست ؛ و گفتهاند : دلالات است . « لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ » ايشانراست عذابى سخت « وَ اللَّهُ عَزِيزٌ » و خذاى - تعالى - منيع 775 است « ذُو انْتِقامٍ » يعنى : خذاوند عقوبت است . « إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ » بر خذاى - تعالى - 776 از آنچ در آسمانها و زمينهاست هيچ بر وى پوشيذه نيست ، زيرا كى جميع آنها او راست . « هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ » اوست كى شما را صورة مىبخشذ . « صورة » هيئتى است كى چيزى را بر آن تأليف كرده باشذ . « فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ » در أرحام زنان چنانك او خواهذ از نرينه و ماذينه 777 و سياه و سپيذ 778 و جميع آنچ صور بر آن . . . 779 مىشوذ ؛ و عيسى - عليه السّلم - كى مصوّر بوذ بنده مربوب بوذ . ( 69 ) « لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ » جز او هيچ پروردگار نيست كى در سلطنت 780 و حكم كسى بر وى غالب نبوذ 781 . « الْحَكِيمُ » در تدبير مملكت راست گفتار و درست كردارست . « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ 782 عَلَيْكَ الْكِتابَ » او آن خذايى است - اى محمّد ! - كى قرآن به تو فرو فرستاذ « آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ » يعنى : قرآن اصل همه كتابهاء منزلست كى به آن عمل كنند ؛ و « امّ » را بجمع ذكر نفرموذ زيرا كى جمع « امّ » بوذ و معنى چنان بوذ كى همه آيات ؛ و گفتهاند : هر آيتي از قرآن « امّ » است . « وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ » يعنى آيات ديگر ؛ و « اخر » لا ينصرف است ، زيرا كى آن را عدل كردهاند از 783 الف و لام و صفت . و مفسران 784 در محكم و متشابه خلاف كردهاند . ابن عبّاس گويذ : « محكم » ناسخ است كى عمل كردن به آن واجب است ، و « متشابه » منسوخ است كى عمل به آن واجب نيست ،